۱۳۸۶ بهمن ۱۹, جمعه

ولته!

اگر به کسی بگویی با سه‌تار و دف و تنبور و بیل و دو شلاقی و محمد بن جعفر طیّار جمله‌ای بساز، اگر بی‌هوش نشود کم ِ کم دو سه ساعتی مغزش به تعطیلات می‌رود . ولی دیروز، من و مسعود با همین ها یک روز را ساختیم. آن هم چه روزی؟! یک گردش دو نفره ی خوراکی محور و موسیقی مدار!

توضیح: چوبی که کرکره ی مغازه ها را با آن پایین می‌آورند اسم‌اش چیست؟ اصلن اسم دارد بنده خدا؟ دو شلاقی همان چوب است به همراه قلاب مانندی که به سرش نصب است. حالا هی بگو این زبان کلمه ندارد. حالا هی به جای هر چیزی بگو «چیز». (چرا سگرمه‌هات تو هم رفت؟ با خودم بودم)


موسیقی:
شروه، موسیقی محلی بوشهر. ( ازمحزون ترین انوع موسیقی ایرانی. )
برای دانلود راست کلیک + save as

۱ نظر:

ناشناس گفت...

خب بنده خدا ما که حداقل مغزمون به تعطیلات میره
شما دو تا که خودتون به تهطیلات رفتین!

بابا یه دو نقطه دی بخر بذار اینجا مردم!