اتاق 203 از اتاق های هفت نفره سوئیت است. هر روز صبح که بیدار می شوم غلغه است.
- تا نزنی ول نمی کنم.
- بابا ولش کن، گناه داره.
- دِ بزن دیگه .
اتاق منفجر می شود از خنده. هفته ای یکی دو بار با این صحنه مواجه می شوم. کنجکاو شده ام که ماجرا از چه قرار است. از علی می پرسم « چه خبره تو اتاقتون؟ »
- با روح الله مراسم داریم. بیا
- چه خبره؟ می بینی که باید ظرفامو بشورم.
قرار می شود دفعه ی بعد خبرم کند بروم خودم ببینم.
روح الله بچه ی چمستان است. اول می گفت بچه ی آمل است. بعد گفت اهل ِ «نور» است. کم کم معلوم شد مال ِ چمستان ِ نور است. وارد اتاق که می شوم همه دور تخت روح الله جمع شده اند.
روح الله دارد تلاش می کند سوت بزند. لب هایش را غنچه کرده، فوت می کند اما صدایی در نمی آید. دست مجتبا زیر پتوی روح الله است.
- جان ِ مادرت ول کن! مُردم!
- تا سوت نزنی ول نمی کنم.
اتاق منفجر می شود از خنده. من همین یک دفعه شاهد این ماجرا بودم بعدها شنیدم که با تمرین و ممارست روح الله موفق شد در آن وضعیت سوت بزند.
- تا نزنی ول نمی کنم.
- بابا ولش کن، گناه داره.
- دِ بزن دیگه .
اتاق منفجر می شود از خنده. هفته ای یکی دو بار با این صحنه مواجه می شوم. کنجکاو شده ام که ماجرا از چه قرار است. از علی می پرسم « چه خبره تو اتاقتون؟ »
- با روح الله مراسم داریم. بیا
- چه خبره؟ می بینی که باید ظرفامو بشورم.
قرار می شود دفعه ی بعد خبرم کند بروم خودم ببینم.
روح الله بچه ی چمستان است. اول می گفت بچه ی آمل است. بعد گفت اهل ِ «نور» است. کم کم معلوم شد مال ِ چمستان ِ نور است. وارد اتاق که می شوم همه دور تخت روح الله جمع شده اند.
روح الله دارد تلاش می کند سوت بزند. لب هایش را غنچه کرده، فوت می کند اما صدایی در نمی آید. دست مجتبا زیر پتوی روح الله است.
- جان ِ مادرت ول کن! مُردم!
- تا سوت نزنی ول نمی کنم.
اتاق منفجر می شود از خنده. من همین یک دفعه شاهد این ماجرا بودم بعدها شنیدم که با تمرین و ممارست روح الله موفق شد در آن وضعیت سوت بزند.
...................
موسیقی:
شور مولانا، به آهنگ سازی حافظ و شهرام ناظری
( لینک غیر مستقیم است. روی لینک کلیک کنید در صفحه جدید روی Download file کلیک کنید.)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر